تاریخچه تورکمن های وفادار-3
تركمنها گروهي از زرد پوستان آسياي ميانه هستند كه به دلايل گوناگون طبيعي و اجتماعي به طرف جنوب هجوم آوردند. اين گروه در مناطق تركمنستان تركمن صحراي ايران و شمال افغانستان ساكن شده اند. آنان داراي جدي افسانه يي به نام “اُغوذخان” (Oghuz Khan) هستند كه تمام گروهها و زيرگروههاي تركمن از او منشعب شده اند. تركمنها مسلمان، از شاخه حنفي و اهل سنّت بوده و به لهجة تركمني كه متعلّق به گروه زباني “اُغوذ” يا “تركي جنوب غربي” بوده و به زبانهاي آذربايجاني و تركي استانبولي نزديك است صحبت مي كنند (منگز Menges 1967) از لحاظ فرهنگي و اجتماعي مشابهات زيادي با زرد پوستان آسياي ميانه (مانند گروههاي قزاق و قرقيز) دارند (آيرونز Irons 1975) تركمنها در طي ساليان دراز با گروههاي بومي مخلوط شده اند. تركمنها، در منطقة شمال درياچه “ايسيق كول” (Issyk Kol) در حدود شش هزار سال پيش زندگي مي كرده اند (بوگوليوبف Bogoliouboff 1979) منابع فوق را نشان مي دهد كه تركمنها متعلّق به شمال مغولستان بوده اند.
بيشتر مورّخان عقيده دارند كه تركمنها از مشرق (خاور زمين) مهاجرت كرده اند. آنها در قرن ششم ميلادي در نزديكي سير دريا (سيحون) مي زيسته اند و بعـداً به قسمتهاي جنوبي آمـودريا (جيحون) و مرو مهاجرت كرده اند.
تاريخ تركمنها را مي توان به دو دورة افسانه يي و تاريخي تقسيم كرد:
1- دورة افسانه اي
بر طبق منابع شفاهي و شجره نامه يي مي توان تاريخ تركمنها را از آغاز خلقت تاكنون به شرح زير نگاشت:
حضرت آدم (ع) نخستين انسان روي زمين بود . بعد از وي “شيث” بزرگترين پسر او، جانشين وي و پيامبر بود. او در حدود 912 سال زندگي كرد. “انوش” (Enush) فرزند وي پس از پدر، رهبر و پيامبر شد. سپس “قي نان” (Qeynan) كه 840 سال زندگي كرد و فرزند “انوش” بود، رهبري و پيامبري را به عهده گرفت. “مهلائيل” (Mehlail) فرزند “قي نان” پس از او بر جاي پدر نشست. وي 920 سال زندگي كرد و در زمان او فرزند آدم زياد شده و در منطقة وسيعي پراكنده شده بودند. او در شهر “سور” در “بابل” زندگي مي كرد و مردم در آن زمان در كوهها و جنگلها مي زيستند.
“مهلائيل” از آنها خواست كه روستاها و شهرها را بنا كنند و به كشاورزي بپردازند. پس مردم به كاشتن گندم و جو همت گماشتند. بعد از او پسرش “بارد” (Bared) يا “ادريس” (Edres) رهبري و پيامبري را به عهده گرفت و بعد از وي نيز پسرش “اخنوش” (Ekhnush)، كه 908 سال زندگي كرد، پيامبر مردم شد. او علم پزشكي مي دانست و مردم را به خداشناسي دعوت مي كرد. “متوشلخ” (Metushelekh) فرزند او جانشين وي شد. پس از او “لامق” رهبري مردم را بر عهده گرفتند. چنانكه در “جامع التّواريخ” مذكور است حضرت نوح (ع) در 250 سالگي به پيامبري رسيد ولي بيشتر امت وي به او و پروردگار يكتا ايمان نداشتند. در طي 700 سال فقط 80 نفر به او ايمان آوردند. او از خدا خواست كه امت او را نابود كند. خداوند نيز با او موافقت فرمود و از طريق جبرئيل به او پيام داد كه يك كشتي بزرگ بسازد. اين كشتي با وسيلة او و پيروانش ساخته شد. آنها به اندازه كافي غذا و از هر نوع حيوان يك جفت در كشتي گذاشتند. در آن روز باران و طوفان آغاز شد و براي مدتها ادامه داشت. حضرت نوح (ع) و پيروان در روز موعود به كشتي درآمدند. تمام زمين و حتّي قلّة كوهها به وسيلة آب پوشانده شد. كشتي بعد از شش ماه در “موصول” در شمال تركيه به زمين نشست. آنها تنها انسانهايي بودند كه از طوفان جان سالم بدر بردند. پس از سالها تمام پيروان او به جز پسران او و زنانشان به رحمت ايزدي پيوستند. حضرت نوح (ع) داراي سه پسر به نام هاي “يافث” (Yafeth)، “سام” (Sam) و “حام” (Ham) بود. “يافث” جد مشترك ترك ها و زرد پوستان است كه در شمال زندگي مي كرد.
“سام” كه در خاورميانه مي زيست جد اعراب و ايرانيان است و “حام” نيز كه در هندوستان بسر مي برد جد سياه پوستان است. بنابراين، اين سه برادر جد مشترك تمام انسانهاي امروزي هستند. “يافث” احتمالاً پيامبر بود و به صورت كوچندگي زندگي مي كرد. او تابستانها را در “اورتاق” (Urtaq) و “كرتاق” (Kertaq) كه كوههاي بلند و عظيم هستند و نيز در شهر “اينانج” (Inanj) در مغولستان مي گذراند و زمستانها نيز به “اورسوق” (Ursuq)، “قاقيان” (Qaqeyan) و “قره قروم” (Qare Qurum) در مغولستان مي رفت. او داراي هفت پسر بود كه يكي از آنها ” ترك ” (Turk) نام داشته و جد تمام تركهاست. “ترك” چهار پسر داشت. “توتك” (Tutek) يكي از پسران او داراي فرزندي بنام “اليجه خان” (Elije Khan) بود. “ديب ياقوي خان” (Dibbaquy Khan) پسر او، نيز پدر، ” گوك خان” (Guk Khan) بود. او نيز پسري بنام “آلينجه خان” (Alinje Khan) داشت كه داراي دو پسر به نامهاي “مغول” (Moghol) و “تاتار” (Tatar) بود كه به ترتيب اجداد مغول ها ( زردپوستان ) و تاتارها هستند. “مغول” چهار پسر به نامهاي “قراخان” (Qara Khan)، “آورخان” (Aver Khan)، “گورخان” (Gur Khan) و “گوزخان” (Guz Khan) داشت. “قراخان” پس از ازدواج صاحب پسري بنام ” اُغوذخان” (Oghuz Khan) شد كه جد مشترك تركمنهاست.
2- دوره تاريخي
تركمنها در زمانهاي گذشته به نام «غز» يا «غوز» (Guz) كه از كلمه «اغوز خان» جد مشترك آنها گرفته شده است خوانده مي شدند. درباره تاريخ تركمنها به طور دقيق اطلاع صحيحي در دست نيست. تنها اطلاعات موجود به طور جسته و گريخته از كتابهاي تاريخي و يا سفرنامه ها گرفته شده است. طبق نظر «بهادر خان» تركمنها در منطقه ساحلي شمال درياچه ايسيق كول (Isıq Köl) در مغولستان زندگي مي كردند. بنابراين، به نظر مي رسد كه آنها به تدريج از بخشهاي شمالي مغولستان و نه بخشهاي شرقي و جنوبي آن به طرف جنوب مهاجرت كرده و در قرن ششم ميلادي در نزديكي رود خانه «سير دريا» (سيحون) ساكن شدند و سپس در قرن دهم ميلادي به نزديكي «آمو دريا» (جيحون) و منطقه مرو آمدند. تركمنها در قرن يازدهم ميلادي در مرو ساكن شدند. زيرا در آن زمان مرو بسيار پيشرفت كرده بود. اين شهر بعداً به وسيله حملات «هون ها» و مغولها، سقوط كرد. در هر صورت مي توان تاريخ تركمنها را به سه دوره زير تقسيم كرد:
الف- دوره بيابان گردي
ب- دوره مهاجرت به تركمنستان و تركمن صحراي ايران و شمال افغانستان
ج- دوره بعد از مرز بندي رسمي بين كشور هاي روسيه، ايران و افغانستان
تقسيمات قبايل و طوايف تركمن
پيش از غلبه روسها جمعيت تركمنها در حدود (1150000) نفر بود. طبق گفته سياحان و منابع معاصر تركمنها به قبايل تيره ها و طوايف تقسيم مي شدند. اينها قبيله هاي عمده تركمنستان بودند:
1- عالي ايلي (علي ايلي)
2- آتا
3- چاودار
4- امرالي (يمره لي؟)
5- ارساري
6- گوكلان
7- ساكار (ساقار؟)
8- سالور
9- ساريق
10- تكه
11- يموت
1- تركمنهاي عالي ايلي عمدتا در ناحيه اندخوي در مرز شمالي افغانستان ساكن بودند. هر چند كه بخش كوچكي از اين قبيله در مرز قبيله شمالي و ايلات قوچان و دره گز ايران زندگي مي كردند اين قبيله حدود (30000) خانوار (جمعاً 150000 نفر) و تابع امير افغانستان بودند.
2- تركمنهاي آتا در فاصله بين خيوه و چاههاي ايگدي زندگي مي كردند و تعداد شان بيش از (3000) خانوار (جمعاً 1500000 نفر) بود. به اعتقاد موراوف، آنها به چهار تيره تقسيم مي شدند:
الف- نور آتا
ب- گوسل آتا
ج- عمر آتا
د- اويماك (اويماق) آتا
3- تركمنهاي چاودار در منطقه بين مانقشلاق و خيوه زندگي مي كردند و بعداد شان در حدود (10000) خانوار (جمعاً 50000 نفر) بود. اين گروه از تركمنها قبل از سايرين با روسها در تماس بودند. آنها به هفت تيره تقسيم مي شدند:
الف- چاودار
ب- ايگدير
ج- ابدال
د- بورونجوك
ه- بوساجي
و- اسن لو (حسن لو)
ز- شيخ
4- تركمنهاي امره لي (يمره الي) در سمت شرقي آمو دريا نزديك خيوه ساكن بودند و در حدود (5000) خانوار (جمعاً 25000 نفر) مي شدند. بعد از سال 1873 توسط خيوه به روسها خراج مي دادند.
5- تركمنهاي آرساري در ساحل چپ آمو دريا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمين داخل افغانستان سكونت داشتند. آرساري يكي از قبايل كثيرالعده تركمن در آسياي ميانه بودند. بعد از غليه روسها بر تركستان اكثراً آرساريها به دولت روسيه توسط بخارا خراج مي پرداختند و تعداد كمي از آنها تبعه افغانستان بودند. آرساريها (50000) خانوار (جمعاً 250000 نفر) بودند. اكثر آنها اسكان يافته بودند، آنها در روابط بين خانات بخارا و افغانستان نقش عمده داشتند و چهار تيره تشكيل مي دادند:
الف- قرا
ب- بكاول
ج- آلاچا
ه- اوكا
6- تركمنهاي گوكلان در دره گرگان بين كوچك داغ و سلسله البرز مقيم بودند كه يكي از زيبا ترين مناطق شمال خراسان است. اما آنها در اين سرزمين به علت حملات پي در پي ايرانيان زندگي آرامي نداشتند. پيش از آنكه ايران آنها را تسليم خود كند مورد تهاجم آقا محمد خان قاجار از خراسان و محمد امين خان از خيوه قرار گرفتند و تا حدود زيادي نابود شده بودند. بدين طريق آنها چاره اي جز تسليم شدن به شاه ايران در اوائل دهه 1840 نداشتند. در نتيجه گرچه آنها زماني به اندازه تركمنهاي تكه نيرومند بودند. به صورت قبيله درجه دو، مخصوصاً از لحاظ سياسي در آمدند. آنها حدود (12000) خانوار (جمعاً 60000 نفر) بودند. به گفته سياحان، آنها متمدن ترين و اسكال يافته ترين تيره تركمنها بودند. گوكلانها به هشت طايفه تقسيم مي شدند:
الف- يانقال
ب- چاكر بيگدري
ج- كريك (قريق)
د- كائي (قايي)
ه- آي درويش
و- بايندر
ز- اركك لي
ض- قريب علي خان
7- تركمنهاي ساقار (قرا)، قبيله اي كوچك كه در اطراف چاههاي كوير بين اندخوي و مرو زندگي مي كردند و تعداد شان 2000 خانوار (جمعاً 10000 نفر) بودند.
8- قبيله سالور يكي از قديمي ترين قبايل تركمن بود. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگها و مهاجماتي كه موقع انتقال قسمت عمده تركمنها توسط سلجوقها از آسياي مركزي به غرب روي داد بيشتر بود. سالور ها در شرق سرزمين تكه، بين سرخس و رود مرغاب ميزيستند و تعداد شان (6000) خانوار (جمعاً 30000 نفر) بود كه آنها به سه تيره تقسيم مي شدند:
الف- يالواچ
ب- كارامان
ج- آنابوله گي
9- تركمنهاي ساريق يك قبيله قديمي ديگر در ناحيه پنجده كنار رود مرغاب مرچاق سالور ها ساكن بودند. تعداد تقريباً (10000) خانوار را تشكيل ميدادند (جمعاً 50000 نفر) به گفته گالكين، ساريق ها به تيره هاي زير تقسيم مي شدند:
الف- بيراش
ب- بادانن
ج- آلاچا
د- بارزاكي
ه- قزل مراد
و- دوياچي
ز- كاچاعالي
ض- ساختي
ظ- قاناي باش
10- تركمنهاي تكه بزرگترين و نيرومند ترين قبيله تركمنهاست كه نفوذ آنها نه تنها در كشور هاي مجاور بلكه درميان كل مردم تركمن محسوس بود. قدرت فزاينده تكه، رهبريت تركمنها را بدانها داد. همان طوري كه در واقع اسم آنها هم تلويحاً بيانگر آن بود. آنها در آخال و واحه هاي مرو و در سرتاسر كوير و اوزبوي، از نزديك چاه هاي ايگدي گرفته تا مرز هاي واحه خيوه ميزيستند. زماني اكثريت جمعيت تكه در سرزمين اخال ساكن شده بودند. اما بعد از اينكه سدي روي مرغاب ساخته شد عده اي به واحه مرو انتقال يافته اند كه بدين ترتيب مرو از واحه آخال پر جمعيت تر گرديد.
11- طايفه يموت مركب از دو تيره است. شرف و چنوني، آنچه نسبت به اين دو تيره ميدهند اين كه شرف و چوني دو برادر بودند و اينها از نژاد و نسل آنانند. خيل يموت مركب از دوازده طايفه است و هر طايفه مركب از چندين تيره و طايفه و اوبه هستند.
جعفر باي، آتاباي، يلقي، داز، دوه جي، بدرا، سلاخ، ايمر كوچك، ايكدر، قوجق، قان يخمز، اين ها طوايف يموت هستند كه در كنار گرگان در صحرا ميان آلاچيق زندگي مي كنند.
مآخذ
1- كمالي، محمد شريف – عسكري خانقاه، اصغر ـ ايرانيان تركمن ـ اساطير، 1374
2- بيگدلي، محمد رضا ـ تركمنهاي ايران ـ پاسارگاد، 1369
3- ساراي، محمد ـ تركمنها در عصر امپرياليسم ـ رجايي، قدير ويردي ـ مترجم، 1378
4- قاضي گنبد، سوزليك ـ گنبد كاووس ـ قابوس نشرياتي،1364
5- كمالي، محمد شريف ـ ريشه يابي قومي تركمنهاي يموت ـ اساطير، 1362
بخشی از کتاب تاريخ تركمنها ( عبدالمجید توران)
Turkmen man